نقش والدین در کمک به تربیت فرزندان
تربیت فرزند توسط والدین یکی از مهمترین و در عین حال چالشبرانگیزترین مسئولیتهای زندگی خانوادگی است؛ مسئولیتی که تنها به تأمین نیازهای مادی کودک محدود نمیشود، بلکه شکلدهنده شخصیت، عزتنفس، روابط اجتماعی و آینده روانی اوست. والدین، نخستین الگوهای رفتاری کودکان هستند و شیوه تعامل، گفتوگو، محبت، قاطعیت و حتی واکنشهای هیجانی آنها، بهطور مستقیم بر رشد عاطفی و ذهنی فرزند اثر میگذارد.
در دنیای امروز که کودکان با حجم بالایی از محرکهای بیرونی، رسانهها و فشارهای اجتماعی مواجهاند، نقش آگاهانه والدین در تربیت فرزند بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. این مقاله تلاش میکند با نگاهی واقعبینانه و کاربردی، ابعاد مختلف تربیت فرزند توسط والدین را بررسی کند و راهکارهایی عملی برای ساختن رابطهای سالم، امن و رشددهنده میان والدین و فرزندان ارائه دهد.
نقش پدر و مادر در تربیت فرزند
تربیت فرزند توسط والدین یک فرآیند پیوسته و عمیق است که از رفتارهای ساده و روزمره آغاز میشود. کودکان بیش از آنکه از نصیحتها و آموزشهای مستقیم تأثیر بگیرند، از رفتار والدین الگو میگیرند. نوع گفتوگو، واکنش به اشتباهات، شیوه ابراز محبت و حتی نحوه برخورد پدر و مادر با یکدیگر، همگی بهصورت ناخودآگاه در ذهن کودک ثبت میشود و به بخشی از شخصیت او تبدیل میگردد.
کودک بدون آنکه آگاهانه تصمیم بگیرد، در حال تقلید و همانندسازی با والدین است. به همین دلیل، نقش پدر و مادر در تربیت فرزند تنها «گفتن» نیست، بلکه «نشان دادن» است؛ نشان دادن احترام، مسئولیتپذیری، کنترل هیجان و مهربانی در عمل.
نقش پدر و مادر در انتقال ارزشها
پدر و مادر، مهمترین الگوهای رفتاری کودک هستند. رفتار پدر در مواجهه با مسائل، شیوه حل تعارضها و نوع ارتباط او با مادر، نگاه کودک به قدرت، منطق و مسئولیت را شکل میدهد. در مقابل، مادر با ایجاد امنیت عاطفی، آرامش و پاسخگویی هیجانی، پایههای اعتماد و شجاعت کودک را میسازد. کودک آنچه را در فضای خانه تجربه میکند، بعدها در روابط اجتماعی و زندگی بزرگسالی بازتولید خواهد کرد.
به نقل از سایت weewatch.com درباره اهمیت نقش والدین در تربیت صحیح کودکان:
Children learn fastest by watching. They notice how adults handle stress, speak to neighbors, and treat mistakes. Because of that, parents act as the first teachers, coaches, and advocates. Home is also the longest-running classroom. Schools change each year, yet family rhythms stay. Consequently, consistent care and clear limits create a base for learning, confidence, and curiosity. Above all, a parent’s calm presence tells a child, “This is a safe place to try, fail, and try again.” This influence is not about being perfect. Rather, it is about showing up, reflecting, and repairing after hard moments. Over time, these patterns lock in values and habits that carry into friendships, school, and work.
کودکان بیش از هر چیز از طریق مشاهده یاد میگیرند. آنها دقت میکنند که بزرگترها چگونه با استرس برخورد میکنند، چطور با همسایهها صحبت میکنند و در مواجهه با اشتباهات چه واکنشی نشان میدهند. به همین دلیل، والدین نخستین معلمان، مربیان و حامیان کودکان هستند.
خانه، طولانیترین و مداومترین کلاس درس کودک است. مدرسهها هر سال تغییر میکنند، اما ریتم و فضای خانواده ثابتتر است. در نتیجه، مراقبت مستمر و وجود مرزهای روشن، پایهای محکم برای یادگیری، اعتمادبهنفس و کنجکاوی کودک ایجاد میکند. مهمتر از همه، حضور آرام والدین این پیام را به کودک منتقل میکند: «اینجا جایی امن است برای امتحان کردن، اشتباه کردن و دوباره تلاش کردن.»
این تأثیرگذاری به معنای بینقص بودن والدین نیست؛ بلکه به معنای حضور داشتن، بازنگری در رفتار و ترمیم رابطه بعد از لحظات سخت است. با گذشت زمان، این الگوها به ارزشها و عادتهایی تبدیل میشوند که کودک آنها را به روابط اجتماعی، مدرسه و آینده شغلی خود منتقل میکند.
تربیت فرزند توسط والدین در عمل، نه در شعار
تربیت مؤثر، بیشتر از آنکه در توصیههای مستقیم خلاصه شود، در تجربههای ساده اما معنادار شکل میگیرد. قصهگویی تربیتی یکی از ابزارهای هوشمندانهای است که والدین میتوانند از آن برای انتقال غیرمستقیم مفاهیم رفتاری استفاده کنند. زمانی که کودک با شخصیت داستان همذاتپنداری میکند، پیام تربیتی را بدون مقاومت میپذیرد.
در قصه تربیتی، انتخاب شخصیت مورد علاقه کودک، فضاسازی خلاقانه، صحبت دادن به اشیاء و بیان پیام در دل داستان، باعث میشود کودک احساس نصیحت شدن نکند. پایان قصه باید همراه با امید، آرامش و حل مسئله باشد تا پیام مثبت در ذهن کودک تثبیت شود.
مهربانی آگاهانه و پرهیز از کوتاهی والدین
مهربانی در تربیت فرزند توسط والدین همیشه به معنای آسان گرفتن نیست؛ بلکه در شنیدن کودک، اختصاص زمان باکیفیت و توجه به نیازهای عاطفی او معنا پیدا میکند. گاهی یک «بله» حسابشده، یک زمان دونفره کوتاه یا شنیدن یک جمله مثبت درباره خود، تأثیری ماندگارتر از هر هدیهای دارد.
در مقابل، خستگی دائمی، عصبانیت همیشگی، نداشتن وقت برای کودک یا کنترلگری افراطی، از مصادیق کوتاهی والدین در حق فرزندان است. این بیتوجهیهای تکرارشونده، بهمرور احساس نادیدهگرفتهشدن را در کودک شکل میدهد و بر عزتنفس او اثر منفی میگذارد.

جدول کاربردی تربیت فرزند توسط والدین
| موقعیت واقعی در زندگی کودک | واکنش اشتباه اما رایج والدین | راهکار آگاهانه و عملی | نتیجه مستقیم برای کودک |
|---|---|---|---|
| کودک هنگام عصبانیت گریه یا پرخاش میکند | تسلیم فوری یا تنبیه سریع برای ساکت شدن | صبر تا فروکش هیجان، سپس گفتوگوی کوتاه درباره احساس | یادگیری تنظیم هیجان بهجای باجگیری عاطفی |
| کودک اشتباه میکند (ریختوپاش، خرابکاری) | سرزنش، مقایسه با دیگران | تمرکز روی پیامد رفتار و مسئولیت اصلاح | تقویت مسئولیتپذیری بهجای ترس |
| کودک خجالتی است و در جمع حرف نمیزند | صحبت کردن بهجای کودک یا فشار برای حرف زدن | احترام در جمع، حمایت عاطفی در خلوت | افزایش اعتمادبهنفس اجتماعی |
| کودک مدام «نه» میشنود | نه گفتنهای پیاپی و بدون توضیح | جایگزینی «بله مشروط» بهجای نه مطلق | کاهش لجبازی و افزایش همکاری |
| کودک برای همهچیز تأیید میخواهد | تصمیمگیری کامل بهجای او | دادن حق انتخاب محدود و متناسب با سن | شکلگیری استقلال فکری |
| کودک به والدین وابستگی شدید دارد | تقویت وابستگی از روی دلسوزی | ایجاد فاصله امن و تدریجی | دلبستگی ایمن بهجای وابستگی |
| والدین دائماً خسته یا عصبی هستند | توجیه رفتار با «شرایط سخت زندگی» | مدیریت هیجان والد قبل از اصلاح کودک | الگوی سالم تنظیم احساس |
| کودک موفقیتی به دست میآورد | تعریف اغراقآمیز از شخصیت («تو بهترینی») | تحسین رفتار مشخص و تلاش | عزتنفس پایدار نه وابسته به تأیید |
| کودک قانون را میشکند | تهدیدهای مبهم و اجرا نشدن آنها | تعیین پیامد مشخص و اجرای ثابت | درک مرز و قانون |
| کودک سوالهای چالشی میپرسد | طفره رفتن یا ساکت کردن کودک | پاسخ متناسب با سن و صادقانه | شکلگیری اعتماد و امنیت روانی |
انواع سبک های دلبستگی و نقش ان در روابط بزرگسالی
تحقیقات زیادی در رابطه با سبک های دلبستگی بزرگسالان انجام شده است که همگی به این فرضیه استوار است که همان سیستم انگیزشی که باعث ایجاد پیوند عاطفی نزدیک میان والدین و فرزندان ان ها در کودکی میشود مسؤل ایجاد پیوندی است که در روابط عاطفی میان بزرگسالان رخ میدهد نظریه دلبستگی جان بالبی بیان میکند که هر نوزادی در بدو تولد به طور غریزی یک حسی را ایجاد میکند و شخصی که با او دلبستگی ایجاد کرده است به عنوان یک تکیه گاه امن برای او محسوب میشود این رابطه دلبستگی به عنوان یک نمونه اولیه بر اعتماد ،انعطاف پذیری ،اعتماد به نفس ،روابط اجتماعی آینده نوزاد تاثیر میگذارد و اختلال در ان میتواند عواقب شدیدی را به دنبال داشته باشد
با توجه به این نظریه مادر یا مراقب به اندازه کافی میبایست در دسترس ،حساس و پاسخگو به هیجانات و نیازهای کودک و قابل پیش بینی باشد
اختلال در هریک از سه مقوله ی بالا سبک های دلبستگی نا ایمن را شکل میدهد و به طور کلی چهار سبک دلبستگی وجود دارد که یک دسته در گروه دلبستگی ایمن قرار میگیرد و سه دسته دیگر (دوسوگرا ) اجتنابی و آشفته جز گروه دلبستگی ناایمن طبقه بندی میشوند .
دلبستگی ایمن
- کودکی : کودکانی که به شکل ایمن دلبسته اند هنگامی که والدینشان ان هارا ترک میکنند به طور واضح ناراحت میشوند این کودکان هنگامی که میترسند ارامش را در والدین و یا مراقب خود جست و جو میکنند این کودکان با رفتاری مثبت از بازگشت پدر و مادر استقبال میکنند
- ان ها در غیاب والدین یا مراقب خود ممکن است تا حدودی در کنار دیگران نیز اسایش پیدا کنند اما به وضوح والدین خود را نسبت به غریبه ها ترجیح میدهند
- بزرگسالی : افرادی با سبک ایمن دلبستگی دارند در بزرگسالی به روابط طولانی مدت و به عزت نفس بالا لذت بردن از روابط صمیمانه ،جست و جوی حمایت اجتماعی و توانایی به اشتراک گذاشتن احساسات خود با دیگران اشاره کرد .
دلبستگی دوسوگرا
- کودکی : کودکانی که به شکل دوسوگرا وابسته هستند نسبت به غریبه ها بسیار مشکوک هستند این کودکان هنگام جدا شدن از والدین یا مراقبانشان ،پریشانی قابل توجهی را نشان میدهند اما به نظر نمیرسد که با بازگشت والدین ،اطمینان یا اسایش خاطر پیدا کنند در برخی موارد ممکن است کودک ،والدین را منفعلانه طرد کنند یا ممکن است آشکارا و مستقیم نسبت به والدین پرخاشگری کنند
- بزرگسالی : افرادی که در بزرگسالی سبک دلبستگی دوسوگرا دارند غالبا از نزدیک شدن به دیگران اکراه دارند و نگران این هستند که شریک زندگیشان ابراز اسحسحات ان ها را به طور متقابل جبران نکند و این امر به جدایی های مکرر منجر میشود این افراد به خصوص پس از پایان رابطه بسیار اشفته میشوند و الگوی اسیب شناختی دیگری در مورد ان ها مشاهده شده است که در ان بزرگسالان دلبسته دوسوگر به عنوان منبع امنیت به کودکان خردسال می چسبند
دلبستگی اجتنابی
- کودکی : کودکانی که دارای سبک دلبستگی اجتنابی هستند تمایل دارند که از والدین و مراقبان خود دوری کنند این اجتناب به ویژه پس از یک دوره غیبت والد و یا مراقب آشکار میشود این کودکان ممکن است توجه دیگران را رد نکنند اما به دنبال ارتباط با والدیتن هم نیستند کودکانی که دلبستگی اجتنابی دارند هیچ اولویتی کمیان والدین خود و یا شخص دیگری که کاملا غریبه است قائل نیستند
- بزرگسالی : بزرگسالانی که دلبستگی اجتنابی دارند در صمیمیت و روابط نزدیک مشکل دارند این افراد احساسات زیادی را در روابط خرج نمیکنند و با پایان یافتن رابطه ناراحتی کمی را تجربه میکنند ان ها غالبا با بهانه تراشی از صمیمت اجتناب میکنند و یا ممکن است در هنگام رابطه جنسی در باره افراد دیگر خیال پردازی کنند سایر خصوصیات رایج این افراد عبارت است از عدم حمایت از شرکای عاطفی ،و پذیرش رابطه جنسی با غریبه ها
دلبستگی اشفته
- کودکی : در یک سالگی کودکان با سبک دلبستگی اشفته ناامن رفتار دلبستگی مشخص را نشان نمیدهند اعمال و پاسخ ان ها به مراقبین اغلب ترکیبی از رفتارهای اجتناب و یا مقاومت است این کودکان با رفتارهای مبهم توصیف میوند و برخی اوقات در حضور والدین و یا مراقبان خود گیج و نگران به نظر میرسند در شش سالگی این کودکان در کنار والدین خود هم احساس ترس دارند و به همین دلیل احساسا سردرگمی دارند
- در برابر کودکان دیگر نقش والد را بازی میکنند و یا در برابر والدین خود نقش مراقب را برعهده میگیرند
- بزرگسالی : احتمال برزو اختلال های روانشناختی وخیم ،سوء مصرف مواد ،مصرف الکل ،و استفاده از داروها برای کاهش سطح تنش روانشناختی ،سوء رفتار جسمانی ،هیجانی و جنسی در رابطه با افراد معنا دار زندگی ،بزهکاری و برزو شخصیت ضد اجتماعی
پیشنهاد ما : قدرت تصمیم گیری و راه های تقویت آن در نوجوانان
تفاوت دلبستگی ایمن با دلبستگی نا ایمن
والدین کودکانی که دلبستگی ایمن دارند با فرزندان خود بیشتر بازی میکنند و توجه بیشتری به ان ها دارند همچنین این والدین سریع تر به نیازهای بچه های خود واکنش نشان میدهند و به طور کلی نسبت به والدین کودکان با وابستگی ایمن در مراحل مختلف رشدی ،همدلی بیشتری نشان میدهند علاوه بر این چنین کودکانی نسبت به کودکانی که دارای سبک دلبستگی ناایمت دوسوگرا یا اجتنابی هستند ازار و پرخاشگری کمتر و در عین حال بلوغ فکری بیشتری دارند
پیام های کوتاه و طلایی تربیت
- هنگام خشم کودک نیازش را براورده نکنید زیرا که در آینده یاد میگیرد نیازش را با خشم بخواهد
- وقتی که تمام کارهای روزمره فرزندتان را برایش انجام میدهید ،آزادی و خلاقیت را از او گرفته اید
- رهایی و دادن استقلال به بچه هامون اونارو در جامعه قدرتمند تر و با اعتماد به نفس تر و توامند تر ظاهر میکند
- بچه ها را رها کنید تا ببینند بشنوند و لمس کنند ان ها فقط با جست و جو در دنیای اطرافشان میتوانند به تجربه های ناب و شگفت انگیز دست پیدا کنند
- فرزندتان را نزد دوستانشان و در جمع اقوام تنبیه نکنید و با شرح دادن اشتباهاتشان در جمع ان ها را خجالت زده نکنید ان ها شرمنده میشوند
- اگر کودک به حد کافی رشد نکرده باشد که دلیل تنبیه را بفهمد نباید تنبیه شود
فرزندپروری صحیح چیست ؟

- پدر و مادر عزیز عزت نفس فرزندتان نه آمپول است که فرو کنید و نه پماد است که بمالید بلکه عزت نفس بچه ها از رفتار و کردار شما تراووش میشود بهترین نگهبان سعادت در یک خانواده ،عشق زن و شوهر به یکدیگر است
- اگر فرزندتان گوشه گیر است و خجالت میکشد در جمع احساس راحت بودن نمیکند در حضور دیگران برایش احترام قائل شوید و در خلوت او را در آغوش بگیرید
- هرزمانی که کودک موفقیتی را به دست اورد او را بغل کنید نه زمانی که گریه میکند
- از بچه ها قدردانی کنید نه ارزیابی نگویید تو بهترین ……هستی بگویید این کار تو مرا خوشحال کرد
- به فرزند خود یاد دهید به رفتار دیگران پاسخ دهد نه واکنش ،واکنش یعنی : اگر کسی تو را زد توهم بزن و اما پاسخ یعنی : از عقل خود استفاده کن و بهترین روش را انتخاب کن
- اگر میخواهید کودکی را از کاری منع کنید جایگزین ها را به او نشان دهید مثلا الان نمیتونی دوچرخه سواری کنی اما میتوانی با لگوهایت بازی کنی
7 کار که زندگی را به کام فرزند زهر میکند ؟

- همیشه عصبی بودن :
بعضی از مادر و پدرها به هردلیلی همیشه عصبانی هستند و کافی است که بچه تکانی بخورد کنترل از دستشان خارج میشود و همیشه هم می گویند دست خودمان نیست مگر میشود دست خودتان نباشد و عصبانی شوید ایا پیش مدیر اداره یا شرکتتان هم میتوانید اینگونه رفتار کنید
- همیشه خسته بودن :
بعضی از ماها همیشه خسته و افسرده و گریانیم تا بچه می آید پیشمان میگوییم : عزیزم ببات خسته است از سرکار امده ،مامان الان خسته است ،و کودک هم تا چند روز بعد هرکاری که بخواهد انجام دهد میگوید من خسته ام
- همیشه بیکار بودن :
بسیاری از کودکان در خانه هیچ فعالیتی و هیچ برنامه ای ندارند فقط در خانه دور خود میچرخد و یا جلوی تلویزیون میخکوب و با تلفن و تبلت به دست مثل مجسمه هستند
- همیشه ماندن در خانه :
زیاد در خانه ماندن و هیچ برنامه ای نداشتن و شاد نبودن سم روانی برای کودک تزریق میکند حتی با وجود هر برنامه ای دل به کوه و دشت بزنید تا کودکان تخلیه انرژی کنند
- همیشه کار داشتن :
مثلا بچه می اید و به شما میگوید مامان با من بازی میکنی ؟ شما جواب میدهید مامان الان کار دارم ،غذا میپزم ،اتو میکشم ،لباس تا میکنم ،جارو میکنم ،و یا به پدرش میگوید بابا با من بازی میکنی ؟ الان دارم میرم سرکار ،الان از سرکار اومدم و خستم .
- همیشه کنترل گر بودن :
کنترل بیش از حد کودک و دخالت در کارهای شخصی کودک ( این کار رو بکن ،مسواک خوب بزن ،خودت رو خوب شستی ) باعث تلخ شدن شرایط میشود
- همیشه دادو بیداد کردن :
همیشه داد زدن ، همیشه سرزنش کردن ،همیشه تهدید کردن ،همیشه فریاد زدن سر کودک ، لحظه ها را به کام کودک تلخ میکند
اساس تربیت فرزندان

- محبت : محبتی که همه ان را احساس کنند که یک بچه ی دوساله یا پنج ساله تو همه ی زمینه ها داشته باشد مثلا حتی زمانی که قصد خریدن ماشینی را داریم باید به نظر این کودک پنج ساله در مورد رنگ ماشین اهمیت داده شود
- حرمت : اهمیت و ارزشی که یک بچه ی دوساله و یا پنج ساله تو همه زمینه ها داشته باشد مثلا حتی زمانی که قصد خریدن ماشین رو دارین به نظر این کودک پنج ساله هم اهمیت بدین تا رنگشو انتخاب کنه
- مشورت : هیچ کاری بدون گفت و گو و مشورت و رسیدن به توافق حتی رسیدن به این مساله که ما باهم توافق نداریم نباید در خانه انجام شود
روزی که ما سه ارزش محبت ،حرمت ،و مشورت را در خانه داشته باشیم ان وقت میتوانیم فرزندانی با عزت نفس و اعتماد به نفس و جامعهی سالمی داشته باشیم
چگونه کودکانمان خواب با کیفیتی داشته باشند ؟
- از ابتدا سعی کنید یک روتین خواب منظم برای کودک بسازین مثلا ساعت خاصی کودک را به تخت خواب ببرید و سعی کنید خوابش خیلی دیر و یا خیلی زود نشود
- محیط خواب کودک باید آرام و ساکت ،تاریک و دارای دمای مناسب باشد
- میتوانید کودک را تا سنین پایین در اتاق خودتان بخوابانید تا حواستان به خوابش باشد اما توجه کنید که حتما باید روی تخت خودش باشد و خوابیدن روی تخت شما هم خطرناک و هم باعث ایجاد وابستگی بیش از حد کودکتان به شما میشود و بعد از مدتی هم تخت کودک را به اتاق خودش ببرید تا به جدا خوابیدن عادت کند
- سعی کنید کودک را روی پاهایتان نخوابانید چون هم با اضافه شدن وزنش شما اذیت خواهید شد و هم کوچولویتان با این روش خوابیدن عادت خواهد کرد استفاده از گهواره جایگزین بسیار خوبی است
- لالایی خوندن ،موسیقی آران ،حرف زدن و داستان خوندن برای کودکتان ،حمام اب گرم ، و قرار دادن اسباب بازی مورد علاقه کوچولویتان روی تختش به او کمک میکنه تا خواب آرام تری را تجربه کند
تکنیک های ایجاد تغییر رفتار در کودکان
- پیشرفت های کوچک کودکتان را ببینید و به او بازخورد دهید و برای اشتباهات و شکست های کودک اورا سرزنش نکنیم و در یافتن مسیر درست به او کمک کنیم
- به کودکان اجازه انتخاب دهید بین راه درست و راه غلط که چندان اسیب زننده نیست اجازه دهید دست به خطا بزند تا با پیامدش اشنا شود
پیشنهاد ما : 10 روش تقویت مهارت کلامی در کودکان
چگونه فرزند خود را تربیت کنیم
1. کودکان به زمان کافی نیاز دارند:
- کودکان به والدین نیاز دارند ، نه بازدید کنندگان نیمه وقت با یک چک لیست . هیچ پول ، هدیه یا اسباب بازی وجود ندارد که بتواند جایگزین زمان کافی شما بشود . ممکن است با آن ها از لحاظ جسمی حضور داشته باشید ، اما اگر شما همیشه مشغول نگاه کردن به تلفن خود باشید ،این زمان کافی نیست .
- چگونه می توانید زمان خود را به آنها اختصاص بدهید ؟ با گوش دادن به آنچه می گویند ، صحبت کردن با آن ها و انجام کار ها با همدیگر . این باعث تفاوت زیادی در زندگیشان می شود.
- یک کتاب بخوانید ، با آن ها بازی کنید یا با همدیگر به ماهی گیری بروید .به یاد داشته باشید ، برای اینکه در آینده در خاطرشان باشید، امروز باید در زندگیشان باشید.
2. برای تربیت صحیح فرزندان تان یک فرد ایده آل خوب باشید:
- شینیچی سوزوکی می گوید :که کودکان لبخند زدن را از والدینشان یاد می گیرند . پذیرفتن اشتباه، تشکر کردن ، احترام به دیگران و داشتن شخصیت خوب همه از شما نشات می گیرد.
- تمرین عادت های خوب، در مقابل بچه هایتان باعث می شود به خوبی رفتار کنند دلیلش این است که ، همان طور که می گویند ، سیب خیلی دورتر از درخت نمی افتد .
3. خوب و درست تربیت شدن فرزندان با آموزش مسئولیت پذیری:
- آموزش مسئولیت پذیری در خانه آغاز می شود ؛ در سنین کم، شما می توانید مسئولیت را کم کم از طریق وظایف ساده مانند نگه داشتن اسباب بازی ها و پوشاندن تختشان به آن ها آموزش دهید .
- به آن ها یاد آوری کنید که احساسات دیگران هم مهم است تنها خوشحال بودن مهم نیست ، این، مهم است که حتی زمانی که سخت است کار درست را انجام دهیم .
4. یاد بگیرید که به درستی قدردانی کنید تا فرزندان خوبی را تربیت کنید:
- درست مثل هر چیز دیگری ، افراط همیشه مطلوب نیست. روانشناسان هاروارد می گویند مهم است که وقتی بچه ها کار خوبی می کنند از آن ها قدردانی کنید اما نمایش قدردانی برای کارهایی که باید انجام دهند ، فقط آن ها را لوس خواهد کرد بنابراین ، هنگامی که عمل غیر منتظره خوبی انجام می دهند از آن ها تمجید کنید . این کار را زیاد از حد انجام دهید.
5. برای موفقیت در تربیت فرزندان سعی کنید به همه خوب توجه کنید:
- طبق یک تحقیق علمی ، برای بچه ها عادت به خانواده و دوستان خود طبیعی است اما والدین بچه های خوب، به آن ها کمک می کنند تا به کسانی که به آن ها نیاز دارند توجه بیشتری داشته باشند .
- شما می توانید آن ها را تشویق کنید، تا خود را در جای دیگران قرار دهند ، آن ها نه تنها از آنچه که دارند ، ممنونند ، بلکه همدردی را نیز یاد خواهند گرفت.
چگونه کودکانی مستقل داشته باشیم ؟

- بگذارید کودک مالک بدن خود باشد ( خودداری از کنار زدن مداوم موهای کودک ،تکاندن خاک لباسش ،مرتب کردن یقه اش و…)
- خود را از جزئیات زندگی کودکتان به دور نگه دارید ( وقتی تکالیف مدرسه تو انجام میدی راست بشین ،موهاتو از جلوی چشمت کنار بزن ،دکمه های استینت رو ببند)
- هرقدر کودک کم سن و سال باشد درباره اش جلوی روی او صحبت نکنید
- بگذارید کودک خود پاسخ بدهد ( نشانه واقعی احترام به کودک این است به سوال کننده بگویید خودش به شما می گوید و یا اون خودش میدونه سوال رو جواب میده و….
- به آمادگی نهایی کودک احترام بگذارید ( گاهی اوقات کودک میخواهد به طور حتم کاری را انجام دهد ولی از نظر عاطفی و جسمی هنوز برای ان کار امادگی ندارد به جای مجبور کردن کودک میتوان به او قوت قلب داد که امادگی نهایی را به دست خواهد آورد )
- مواظب ” نه ” های زیادی باشید : بعضی از کودکان یک نه صریح را جمله ای مستقیم علیه استقلالشان تلقی میکنند
- اگر امکان دارد بله را جانشین نه کنید : ( میتوانیم بریم بازی به جای گفتن نه تو هنوز ناهار نخورده ای بگویید بله البته کمی بعد از ناهار خوردن )
- برای فکر کردن کمی به خود وقت دهید : ( میتونم خونه دوستم بخوابم ؟به جای نه ، تو هفته پیش انجا بودی بگویید بزار در موردش فکر کنم
4قانون طلایی که در هر خانه باید رعایت شود
- قانون اسرار خانوادگی : باید مامان باباها در جمع خانوادگی و یا در مهمانی ها جلوی فرزندشان از کارهای همسر و بچه شکایت نکنند تا فرزندشان هم یاد بگیرد حرف ها و اتفاقات خانه را نباید جلوی بقیه جار بزند و این ها اسرار خانوادگی هستند
- قانون وظایف خانواده : پدر عزیز به فرزندت نگو پاشو به مامانت کمک کن سفره رو جمع کن و یا بچین لطفا خودتون بلند شین و به فرزندتون بگین بیا باهم به مامانت کمک کنیم و سفره رو بچینیم تا فرزند شما هم یاد بگیره همکاری در خونه و کارهای خونه وظیفه ی همه ی اعضای خانواده است
- قانون احترام به حریم خصوصی : مامان باباهای دوست داشتنی قبل از ورود به اتاق فرزندتون اول در بزنید و اجازه ورود بگیرید تا هم مفهوم حریم خصوصی و هم رفتار مودبانه رو به فرزندتون یاد بدین تا او هم یاد بگیره برای ورود به اتاقی که در ان بسته است اول در بزند و تا اجازه ورود بهش ندادن وارد نشه
- قانون احترام خانوادگی : پیش فرزندتان باهم دعوا نکنید و سعی کنید همدیگر را خراب نکنید مثلا توهم مثل بابات شلخته ای -یا توهم مثل مامانت لجبازی باهم محترمانه صحبت کنید تا فرزندتون هم یاد بگیره که باید با شما و بقیه با احترام صحبت کنه
نتیجه گیری
در نهایت، آنچه تربیت فرزند توسط والدین را اثربخش و ماندگار میکند، نه سختگیری افراطی است و نه سهلانگاری؛ بلکه تعادل آگاهانه میان محبت، احترام و قاطعیت است. والدینی که به نیازهای هیجانی کودک پاسخ میدهند، برای او حریم شخصی قائلاند، در عین حال قوانین روشن و قابلپیشبینی دارند، زمینه شکلگیری دلبستگی ایمن و عزتنفس پایدار را فراهم میکنند.
فرزندپروری فرآیندی تدریجی و پویا است که نیاز به یادگیری، بازنگری و رشد همزمان والدین دارد. هر تغییری که والدین از خود آغاز میکنند، مستقیماً در رفتار و شخصیت فرزند بازتاب پیدا میکند. با انتخاب آگاهانه سبک تربیتی و توجه به نقش کلام، رفتار و احساسات، میتوان نسلی سالمتر، مستقلتر و مسئولیتپذیرتر پرورش داد؛ نسلی که نتیجه مستقیم تربیت فرزند توسط والدین آگاه و مسئول است.
سوالات متداول
1- تربیت فرزند توسط والدین از چه سنی باید بهصورت جدی آغاز شود؟
تربیت فرزند از همان سالهای ابتدایی زندگی کودک آغاز میشود، حتی پیش از آنکه کودک توانایی صحبت کردن داشته باشد. رفتار، لحن صحبت، میزان توجه و نحوه واکنش والدین به نیازهای کودک، پایههای شخصیت او را شکل میدهد. هرچه والدین زودتر نسبت به نقش خود در تربیت فرزند آگاه شوند، احتمال شکلگیری عزتنفس، امنیت روانی و دلبستگی ایمن در کودک بیشتر خواهد بود.
2- مهمترین اشتباه والدین در تربیت فرزند چیست؟
یکی از رایجترین اشتباهات در تربیت فرزند توسط والدین، نداشتن تعادل بین محبت و قاطعیت است. برخی والدین بیش از حد سختگیر و برخی بیش از اندازه سهلگیر هستند، در حالی که کودک به قوانینی شفاف، قابل پیشبینی و همراه با احترام نیاز دارد. بیثباتی رفتاری، داد زدن، تحقیر یا نادیده گرفتن احساسات کودک میتواند آثار منفی بلندمدت بر رشد روانی او بگذارد.
3- چگونه والدین میتوانند باعث افزایش اعتمادبهنفس فرزندشان شوند؟
اعتمادبهنفس کودک زمانی تقویت میشود که والدین به احساسات او گوش دهند، تلاشهایش را ببینند و به جای مقایسه، پیشرفتهای شخصیاش را تشویق کنند. در تربیت فرزند توسط والدین، احترام گذاشتن به نظر کودک، دادن حق انتخاب متناسب با سن و قدردانی از رفتارهای مثبت، نقش کلیدی در پرورش کودکانی مستقل و با عزتنفس دارد.

دیدگاهتان را بنویسید